عاشق ماشین های آمریکایی ؛ دنده خور کمتر ، شکوه بیشتر و جای فراختر

عاشق ماشین های آمریکایی ؛ دنده خور کمتر ، شکوه بیشتر و جای فراختر

عاشق ماشین های کلاسیک، دوست دار عتیقه، فعال در صنف پوشاک و تحصیل کرده رشته برق. اما از بین همه ” عاشق ماشین های آمریکایی ” بودن را جور دیگری تعریف می کند.

بیت ران – شبنم رحمتی: وقتی مشغول بازسازی اولین ماشینم بودم هر چه به این در و آن در می زدم رادیو فابریک شورولت و قالپاق هایش را پیدا نمی کردم. همه اصفهان و چراغ برق تهران را زیر پا گذاشتم اما کسی رادیو و قالپاق فابریک نداشت و من کم کم داشتم ناامید می شدم. مخصوصا به خاطر رادیو خیلی ناراحت بودم چون در ماشین های کلاسیک، رادیو چشم ماشین است و همه آنها که خبره این کارند وقتی می خواهند بفهمند قطعات ماشینی فابریک است یا نه، اول به رادیو آن نگاه می کنند.

خلاصه خیلی پکر بودم تا اینکه یک روز آقایی که در و پنجره شورولت مرا بازسازی می کرد گفت دیروز شخصی آمده اینجا و وقتی این ماشین را دیده گفته من هم چندین سال پیش چنین شورولتی داشتم و مقداری از وسایلش هنوز در انبار خانه ام مانده که فردا می آورم ببینید به دردتان می خورد یا نه. فردا من رفتم و دیدم آن آقا دقیقا یک رادیو فابریک و چهار تا قالپاق اصل شورولت برایم آورده است. دیگر از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم و هیچ وقت این خاطره را فراموش نمی کنم.

کلاسیک باز خنده روی اصفهانی

آقای علی سمندریان؛ کلاسیک باز اصفهان با خنده از پشت تلفن این خاطره را برایم تعریف می کند و می گوید این هم یکی از دلایلی است که این شورولت قرمز را بیشتر از بقیه ماشین هایش دوست دارد. او به غیر از این، مالک پنج ماشین کلاسیک دیگر هم هست، که بازسازی شان خاتمه یافته و یک ماشین هم در دست بازسازی دارد.

او در روزهایی که همه برای آمدن عید آماده می شوند، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۳۵۴ ، در محله صارمیه اصفهان به دنیا آمده است. پدرش کارخانه آرد داشته و به قول آقای سمندریان خیلی فنی بوده و این صفت را به پسر نیز منتقل کرده است.

“پدرم الان حدود ۷۰ سال سن دارد و آن زمان که کارخانه داشت، وانتی هم زیرپایش بود که بیشترین کار تعمیرش را خودش انجام می داد. یعنی شغلش مکانیکی به معنای واقعی آن نبود، اما خیلی از مکانیکی سرش می شد و من فکر می کنم این خاصیت را از او به ارث بردم.”

علی سمندریان در دانشگاه مجلسی اصفهان درس خوانده و فوق دیپلم الکترونیک دارد. با همه عشقش به ماشین های کلاسیک و بازسازی آنها  ” به خاطر برخی شرایط ” ناچار شده وارد کار پوشاک شود.

*درباره منصور کامرانفر؛ مردی که عاشق بنز بود

*گفتگو با مولف کارکشته کتاب های خودرویی

*سلیم سرپولکی ؛ ارتش تک نفره

عاشق عتیقه

آقای سمندریان عاشق عتیقه است و دستی هم در کار جمع آوری عتیقه دارد. ” رادیو، ساعت، گرام یا هر چیز قدیمی و باارزش دیگری که ببینم جمع می کنم.”

می گویم: ” عجب. پس کلکسیونر هم هستید؟”

می گوید: ” نه به آن شکل، اما خب بالاخره علاقه ای هم به این کار دارم.”

با این همه آقای سمندریان می گوید که پولدار نیست: ” راضیم، خدا را شکر. دستمان به دهنمان می رسد. اما اینکه فکر کنید من تیلیاردرم، نخیر این طور نیست، اما خدا را هم خیلی شکر می کنم.”

شورولت قرمزی که آقای سمندریان خیلی دوستش دارد زمانی خریده شد که او هنوز مجرد بود و در خانه پدری ساکن: ” وقتی ماشین را آوردم خانه، پدرم چون خیلی علاقه داشت به ماشین های لوکس و تمیز و مدل بالا، خیلی با من مخالفت کرد. گفت اصلا نمی گذارم این را بیاوری در پارکینگ ما و ببر یک جای دیگر. ماشین هم خیلی قراضه بود و وقتی اوراقش می کردم روغنش می ریخت کف حیاط و داستان درست می شد. پدرم هم می گفت این را ببر بیرون و نگذار توی حیاط ما.

اما من گوش نکردم. همانجا کم کم درستش کردم و به خاطر آن عشق و علاقه ای که خودم داشتم، فکر می کنم بهتر از صد تا صافکار و نقاش ماشین را در آوردم. کار جوری پیش رفت که وقتی بازسازی ماشین تمام شد، پدرم نگذاشت شورولت را از خانه آنها بیرون بیاورم و سه سال است که همانجا مانده و خودش هم سوارش می شود و کیف می کند!”

ماشین های آمریکایی شکوه بیشتری دارند

آقای سمندریان اعتقاد دارد با اینکه صافکارها و نقاش های درجه یکی در ایران هستند، اما اگر خودت ماشینی را صافکاری کنی، چون با عشق کار می کنی نتیجه بهتری می گیری: ” نمی خواهم ارزش کار دیگران را پایین بیاورم. اما بالاخره آنها برای پول کار می کنند، ولی وقتی خودت روی ماشین خودت با علاقه کار می کنی، نتیجه خیلی درخشان تر از کار در می آید.”

وی هم مثل خیلی از ماشین بازها ماشین های آمریکایی را ترجیح می دهد: ” دنده خور کمتر، شکوه بیشتر، سرعت بالاتر، عظمت بیشتر و جای فراختری نسبت به سایر ماشین ها دارند. البته من آن آلمانی را هم خیلی دوست دارم. آن هم فقط ۲۷ هزار کیلومتر کار کرده و ماشین درجه یکی است.”

هنوز فرزندی ندارد آقای سمندریان. اما می گوید همسرش تحت تاثیر علاقه او به ماشین قرار گرفته است. اما به هر حال واکنش هایی هم نشان می دهد: ” قاعدتا زن ها نمی توانند هوویی را کنار خود تحمل کنند. عشق مردها به ماشین هم مثل همان هووست. ضمنا وقتی مردی عاشق ماشین شد، هر روز این علاقه بیشتر می شود.

وقتی ماشینی را بازسازی کرد، دلش می خواهد یکی دیگر بخرد و بازسازی دومی را شروع کند. این کار را تاجایی ادامه می دهد که دیگر جای پارک نداشته باشد. {می خند و می گوید} در واقع نداشتن جای پارک ترمز ماست.” مثال دیگری هم می زند: ” زنها وقتی عاشق الماس و جواهر می شوند، این قدر در این مسیر پیش می روند، که گاهی یک زنجیر ظریف باریک طلا را انتخاب می کنند با یک سنگ درشت چشمگیر. ماجرای ما ماشین بازها هم همین طور است. گاهی پیش می آید ماه ها دنبال یک قطعه فابریک می گردیم تا اصل ماشین را با آن تزیین کنیم.”

واکنش مردم با دیدن ماشین های کلاسیک

در شهر بزرگی مثل اصفهان خیلی ها آقای سمندریان و ماشین هایش را می شناسند. ” وقتی بیرون می روم ۹۹ درصد مردم خیلی واکنش های مثبتی نشان می دهند. بیشتر مردم لبخند می زنند و V نشان می دهند. حتی پیش آمده که بعضی ها گریه کرده اند. یک بار وقتی سوار شورولت قرمزه بودم، پسر جوانی آمد و گریه کرد. گفت پدر من هم دقیقا چنین ماشینی داشت و الان یاد پدرم افتادم. شدت تاثرش مرا هم به گریه انداخت.

یک روز دیگر خانمی مرا با این ماشین دید و گفت پدر من درست پشت فرمان چنین ماشینی فوت کرد و خیلی گریه کرد. خلاصه بیشتر مردم خیلی محبت دارند و همه تشویق می کنند اما خب … بالاخره یک درصدی هم هستند که هیچ واکنشی نشان نمی دهند و خیلی بی تفاوت رد می شوند. اینها برای من جالب ترند. عجیب است که آدم هیچ واکنشی نسبت به موضعی که برایش ناآشناست نداشته باشد. شاید هم بخل دارند و نمی توانند ستایش کننده زیبایی باشند.”

علی سمندریان راننده خوبی هم هست البته خودش می گوید: ” تا مردم چی بگویند”. تعریف می کند که اگر لازم باشد لایی هم می کشد، اما سعی می کند کمتر این کار را انجام دهد: ” وقتی سوار چنین ماشین هایی هستی، اگر لایی هم بکشی ماشین بغلی آن قدر غرق در ماشین تو می شود و می خواهد بداند این چه جور ماشینی است، که حساب کار خودش از دستش در می رود. بنابراین خیلی باید مواظب بود و احتیاط کرد.”

منبع :هفته نامه اتومبیل روزنامه ایران

اضافه کردن نظر

ما به حریم شخصی‌ شما احترام می‌گذاریم، ایمیل شما نزد ما محفوظ خواهد ماند